از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسینمنم غلام کسی که بود گدای حسیندو چشم داده خداوند تا که گریه کنمیکی برای حسن آن یکی برای حسین
یقین که آتش دوزخ حرام گردیدهبه جسم آنکه بود یار آشنای حسین
برای بخشش کوه گناه یک راه استبریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین
کبوتر دل عشاق هر شب جمعهنشسته است روی گنبد طلای حسین
خدا کند که شبی زائر حرم گردیمو جان دهیم همان شب به کربلای حسین
به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آیدز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین
برچسب:
نویسنده: بهار محبی
تاريخ: شنبه
4 آذر
1396 ساعت: 20:50